google612dd7e7b83a9384.html زن آزاده ام: یک شعر از فریدون فرخزاد

۱۴۰۴ مرداد ۱۷, جمعه

یک شعر از فریدون فرخزاد

 

در 

هرگز سکوت من علامت انتحارم نیست
‏قلبم اگر شکست لحظه مرگ کارم نیست
‏ایران، همیشه هست
‏هرکجا که سلامی هست
‏در عمق آن سلام از شرافت پیامی هست

‏هرگز گمان مکن که در وطن تنها هستی
‏من در کنار تو و تو میان ما هستی

ایران همیشه هست، هر کجا که سلامی هست
در عمق آن سلام از شرافت پیامی هست

‏اما اگر، پرچم شیر و خورشیدمان
‏تکه پاره شد، مثل ذرات امیدمان
‏چونکه زنده‌ایم به خاطر شرافت انسان
‏خیزیم همه ز جای، به نام تاریخ ایران

آن‌ها که آمدند تبار ایران را کشتند
ما را به جرم عشق به خون ایران آغشتند
فریاد ما شکست در گلوی هزاران مرد [و زن]
از میهنم چه مانده اکنون جز سکوت سیاه مرگ

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر