در هفتههای اخیر رهبر جمهوری اسلامی بار دیگر بر «اتحاد ملی» تأکید کرده و آن را به حوادث ۲۳ خرداد ارجاع داده است. اما آیا این «اتحاد» واقعاً وجود دارد یا صرفاً ابزاری است برای تحکیم قدرت سیاسی؟ برای پاسخ، باید کمی عقبتر برویم و نگاه تاریخی داشته باشیم.
📌 اتحاد در روایت رسمی
در جمهوری اسلامی، اتحاد ملی یعنی:
• همراهی با رهبری و سیاستهای کلان،
• پرهیز از انتقاد علنی،
• مقابله با هرگونه اعتراض تحت عنوان «فتنه» یا «دشمن خارجی».
اما در تاریخ معاصر ایران، «اتحاد ملی» بارها بهعنوان یک شعار حکومتی بهکار رفته تا شکافهای اجتماعی و سیاسی پنهان بماند.
⚖️ مقایسه تاریخی: از پهلوی تا جمهوری اسلامی
🏛️ پهلوی
در دوران پهلوی دوم، حکومت همواره از «وحدت ملی» صحبت میکرد. رسانهها موظف بودند تصویری همدلانه از جامعه ارائه دهند. اما واقعیت پشت این شعار، نارضایتی گسترده از فساد، وابستگی به غرب و فقدان آزادی سیاسی بود.
نتیجه؟ انفجار اجتماعی در ۵۷ که نشان داد اتحاد تحمیلی روی هیچ پایهای نمیایستد.
🕌 جمهوری اسلامی
پس از انقلاب، همین الگو ادامه یافت. هرگاه بحران سیاسی یا اقتصادی شدت گرفته، حاکمیت با شعار «اتحاد ملی» سعی کرده صدای اعتراض را مهار کند.
• در جنگ ایران و عراق، اتحاد ملی واقعاً وجود داشت، اما آن اتحاد بر پایه دفاع از خاک و جان مردم بود، نه صرفاً اطاعت از قدرت سیاسی.
• اما در دهههای بعد، هر جا بحران مشروعیت پیش آمده (از ۷۸ تا ۸۸ و از ۹۶ تا ۱۴۰۱)، حاکمیت دوباره شعار اتحاد را تکرار کرده تا شکافها را پنهان کند.
🎭 ۲۳ خرداد؛ نماد اتحاد یا نماد شکاف؟
وقتی رهبر انقلاب به ۲۳ خرداد اشاره میکند، منظورش مشارکت بالای مردم در انتخابات است. اما بسیاری از مردم همان تاریخ را آغاز شکافهای عمیق میدانند؛ اعتراضاتی که سرکوب شد و زخمش هنوز باز است.
اگر اتحاد ملی همان بود، پس چرا:
• میلیونها نفر به خیابان آمدند؟
• چرا رسانهها بسته شدند؟
• چرا دانشگاهها به محاصره درآمدند؟
• چرا صدها نفر بازداشت و زندانی شدند؟
این تناقض نشان میدهد که حکومت و مردم دو روایت کاملاً متفاوت از «اتحاد» دارند.
🌍 تجربه جهانی
کشورهای دیگر نشان دادهاند که اتحاد ملی واقعی چه شکلی دارد:
• آلمان پس از جنگ جهانی دوم، اتحاد را بر پایه آزادی رسانهها و عدالت اجتماعی ساخت، نه سانسور.
• ژاپن پس از بمباران اتمی، اتحاد را از دل توسعه اقتصادی و اعتماد عمومی بنا کرد.
• حتی کرهجنوبی و تایوان که دیکتاتوری بودند، تنها زمانی توانستند اتحاد واقعی بسازند که به سمت دموکراسی و مشارکت سیاسی رفتند.
ایران اما همچنان به نسخهای قدیمی از اتحاد تکیه دارد: اتحاد یعنی سکوت.
🧠 بُعد جامعهشناسی و روانشناسی سیاسی
اتحاد تحمیلی پیامدهای خطرناک دارد:
• بیاعتمادی عمومی: وقتی مردم حس کنند اتحاد فقط پوششی برای سرکوب است، به جای همبستگی، انزجار ایجاد میشود.
• شکاف نسلی: نسل جوان، که در دنیای آزاد اینترنت رشد کرده، اتحاد اجباری را نمیپذیرد و بیشتر فاصله میگیرد.
• مقاومت منفعلانه: مردم شاید در ظاهر سکوت کنند، اما در عمل، با بیاعتمادی و بیتفاوتی به حکومت پاسخ میدهند.
🔍 پرسشهای اساسی
۱. اگر اتحاد ملی واقعی وجود دارد، چرا زندانها پر از فعالان مدنی، روزنامهنگاران و دانشجویان است؟
2. اگر اتحاد ملی ارزشمند است، چرا هر انتخاباتی با ردصلاحیت گسترده برگزار میشود؟
3. اگر اتحاد ملی صادقانه است، چرا رسانههای مستقل اجازه فعالیت ندارند؟
⚡ نتیجه: اتحاد ملی یا توهم سیاسی؟
تجربه تاریخ ایران و جهان نشان میدهد:
• اتحاد بدون آزادی، اتحاد نیست؛ اجبار است.
• اتحاد واقعی زمانی شکل میگیرد که مردم حس کنند قدرت پاسخگوست و صدایشان شنیده میشود.
• هر بار که حاکمیت تلاش کرده اتحاد را از بالا تحمیل کند، در نهایت نتیجهاش بحران عمیقتر و انفجار اجتماعی بوده است.
پس پرسش پایانی این است:
آیا رهبران سیاسی میخواهند از تاریخ درس بگیرند، یا بار دیگر همان اشتباه پهلوی را تکرار خواهند کرد و اتحاد را به شعاری توخالی بدل میسازند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر