۱۴۰۴ شهریور ۳۰, یکشنبه
🖤 بهنام لایقپور: جوانی که با خونش صدای عدالت را بلند کرد
زندگی و کودکی
بهنام لایقپور در ۸ بهمن ۱۳۶۴ در شهر رشت متولد شد. کودکیاش با شادیهای ساده و خانوادهای مهربان گذشت، اما از سنین نوجوانی پدر خود را از دست داد و مسئولیت خانواده بر دوش مادر و او افتاد. او فرزند کوچک خانواده بود و همیشه تلاش میکرد با هنر و خلاقیتش زندگی خود و اطرافیانش را رنگینتر کند.
علاقهٔ بهنام به هنر از دوران نوجوانی شروع شد؛ او عاشق طراحی و رنگ بود و بعدها به دنیای تتو و پیرسینگ پا گذاشت. سالها در این حوزه فعالیت کرد و تبدیل به یکی از شناختهشدهترین هنرمندان تتو در رشت شد. او سالن خود را اداره میکرد و با مهارتش هنرمندان و جوانان را جذب میکرد.
عشق و آرزوها
بهنام نه تنها هنرمند بود، بلکه فردی با دل بزرگ و مهربان بود. او نامزد خود، غزل، را دوست داشت و برنامهریزی کرده بود تا قبل از نوروز ۱۴۰۲ با او ازدواج کند. دوستانش همیشه از صداقت، شوخطبعی و حس مسئولیت او تعریف میکردند. او زندگی را دوست داشت و رویای یک جامعهٔ آزاد و عادلانه را در دل داشت.
ورود به اعتراضات
با کشته شدن مهسا امینی و خیزش سراسری ۱۴۰۱، بهنام تصمیم گرفت سکوت نکند. او فعالیتهای خود در سالن تتو و صفحه اینستاگرام را به احترام مردم ایران تعلیق کرد و به خیابانها آمد.
در شب ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، بهنام همراه نامزد و یکی از دوستانش در خیابانهای رشت قدم میزد تا صدای اعتراض مردم را با حضور خود تقویت کند. او نه سلاحی داشت و نه قصد خشونت؛ تنها حضورش، ایستادن در برابر ظلم و فریاد عدالت بود.
لحظهٔ جانباختن
ناگهان، نیروهای امنیتی از فاصله نزدیک شروع به شلیک کردند. ساچمهها به سمت بهنام آمد؛ صورت و گلویش پر از ساچمه شد. نامزدش و دوستانش شاهد بیرحمی بودند و نمیتوانستند کمک کنند. نیروهای امنیتی اجازه ندادند هیچ کس به او نزدیک شود، حتی وقتی که شریان گلو پاره شد و ساچمهها وارد ریه شدند.
او در همان لحظات کوتاه ولی پر از درد، جان خود را از دست داد. خیابانهای رشت برای لحظهای پر از سکوت و وحشت شدند، سکوتی که توسط صدای فریادهای معترضان شکسته شد.
فشار بر خانواده
پس از مرگ بهنام، خانوادهاش تحت فشار نیروهای امنیتی قرار گرفتند تا اعلام کنند که مرگ او «طبیعی» بوده است. اما واقعیت و شهادت دوستان، معترضان و رسانههای مستقل نشان میداد که او کشته شده است، تنها به دلیل ایستادن پای حق و عدالت.
مراسم خاکسپاری او در گورستان «بهشت رضوان رشت» با حضور تعداد زیادی از معترضان برگزار شد. خانواده و دوستانش، با شجاعت، یاد او را زنده نگه داشتند و مردم رشت بار دیگر نشان دادند که سکوت نخواهند کرد.
نماد مقاومت
بهنام لایقپور پس از مرگش تبدیل به نماد شجاعت و مقاومت در برابر ظلم شد. نام او نه تنها در رشت، بلکه در صفحات اجتماعی و میان فعالان حقوق بشر در سراسر ایران و جهان طنینانداز شد. عکسها و ویدئوهای او در مراسم یادبود، شمعهای روشن شده و پیامهای حمایت از خانوادهاش، همه نشاندهندهٔ تأثیر عمیق اوست.
یادآوری و دعوت به عمل
زندگی و مرگ بهنام لایقپور، یادآور این است که هر فرد میتواند صدایی باشد برای عدالت. هر شمع روشن شده، هر پیام منتشر شده، هر یادبود کوچک، یاد او و دیگر قربانیان جنبش را زنده نگه میدارد.
خوانندگان میتوانند:
• داستان و عکسهای او را در شبکههای اجتماعی منتشر کنند.
• شمع روشن کنند و در یادبودهای کوچک شرکت کنند.
• دربارهٔ عدالت و حقوق بشر با دیگران گفتگو کنند.
بهنام لایقپور، هنرمند تتو، جوان رشتی، عاشق زندگی و عدالت، با جان خود فریاد زد که حق زندگی و آزادی چیزی نیست که سرکوب شود. او ۳۷ ساله بود، اما داستان و شجاعتش نسلها را تکان داد.
هر بار که نام او را میشنویم، بغض و خشم با هم ترکیب میشوند: بغض برای ناعادلتی که جانش را گرفت و خشم برای کسانی که هنوز در برابر ظلم سکوت میکنند
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
-
قربانیان «ناپدیدسازی قهری» افرادی هستند که انگار در چشم به هم زدنی از کره زمین محو شدهاند. در چنین مواردی، مسئولان حکومتی (یا افرادی که با ...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر