ایالات متحده دوباره فهرست تحریمهایش را بلندتر کرد. وزارت خزانهداری آمریکا چند شرکت در هنگکنگ و امارات را متهم کرد که میلیاردها دلار درآمد نفتی ایران را به حسابهای پنهان منتقل کردهاند تا در نهایت به نیروی قدس سپاه برسد.
این خبر شاید تازه باشد، اما داستان آن سالهاست تکرار میشود: «تحریم برای تغییر رفتار ایران.» با این حال، نه رفتار ایران تغییر کرده، نه اهداف واشنگتن محقق شده است.
سیاستی با سابقه شکستهای پیاپی
از کلینتون تا بایدن، هر رئیسجمهوری در آمریکا تحریم علیه ایران را امتحان کرده است:
• کلینتون: محدودیت سرمایهگذاری در بخش انرژی.
• بوش پسر: تحریم به بهانهی تروریسم و برنامه هستهای.
• اوباما: «تحریمهای فلجکننده» که اقتصاد ایران را به رکود کشاند.
• ترامپ: خروج از برجام و سیاست فشار حداکثری.
• بایدن: شعار بازگشت به دیپلماسی، اما در عمل همان مسیر قبلی.
نتیجهی این همه فشار؟ صادرات نفت ایران همچنان ادامه دارد، تهران مسیرهای تازه پیدا کرده و برنامه هستهایاش پیشرفتهتر از قبل است.
چماق بدون هویج؛ زبان تکبعدی واشنگتن
دیپلماسی یعنی ترکیب مشوق و مجازات؛ «هویج و چماق». اما سیاست آمریکا در برابر ایران به «چماق بدون هویج» تبدیل شده است. هیچ چشماندازی از رفع تحریم یا مشوق اقتصادی وجود ندارد. تنها ابزار باقیمانده همان مجازات است؛ سیاستی خشن، یکجانبه و بینتیجه.
اهداف پنهان تحریمهای تازه
تحریمهای جدید فقط ایران را هدف نگرفتهاند، بلکه حامل پیامهایی برای دیگران هم هستند:
• اروپا: در میانه گفتوگوهای هستهای، آمریکا یادآوری میکند تصمیم نهایی در دست واشنگتن است، نه بروکسل.
• چین: بزرگترین خریدار نفت ایران. آمریکا میخواهد هزینه خرید را برای پکن بالا ببرد.
• کشورهای منطقه: پیام به امارات و عربستان که همکاری مالی با ایران میتواند پرهزینه باشد.
بازتاب داخلی در ایران؛ دعوای جناحها
در تهران، تحریمها تبدیل به ابزار جدال سیاسی میشوند:
• تندروها: تحریم را سند بیفایدگی مذاکره با غرب میدانند و فریاد میزنند «آمریکا فقط زبان زور میفهمد.»
• اصلاحطلبان و میانهروها: هشدار میدهند که این بنبست سیاسی اقتصاد را نابودتر میکند و سفره مردم را کوچکتر.
در این میان، چیزی که باقی میماند سقوط ارزش ریال، گرانی افسارگسیخته و فشار مستقیم بر زندگی روزمره مردم است.
مردم؛ قربانیان بیصدای جنگ اقتصادی
بزرگترین بازنده این جنگ، نه دولتها، بلکه مردم عادیاند. هر بار که یک شرکت جدید به لیست تحریمها اضافه میشود، تورم بالاتر میرود، دارو کمیابتر میشود و آینده مبهمتر.
سرمایهدارها و واسطهها راه دور زدن تحریم را پیدا میکنند، دولتها همچنان به بازی قدرت ادامه میدهند، اما این خانوادههای ایرانی هستند که هر روز سفرهشان کوچکتر میشود.
اعتراف به شکست دیپلماسی
وقتی سیاستی چند دهه تکرار شود و نتیجه ندهد، ادامهاش دیگر نشانه سرسختی نیست؛ اعتراف به شکست است. تحریمهای تازه نه نشانه قدرت واشنگتن، بلکه سند ضعف دیپلماسی آن است. آمریکا در باتلاقی گیر کرده که نه راه پیش دارد و نه راه پس؛ چرخهای بیپایان از فشار و مقاومت.
تحریمهای تازه آمریکا بیش از آنکه اهرم فشار باشند، نشانه ناتوانیاند. واشنگتن همچنان طناب فشار را محکمتر میکشد، اما این طناب پیش از همه، بر گلوی مردم ایران سنگینی میکند. در این بازی بیپایان، نه ایران عقب مینشیند، نه آمریکا به هدفش میرسد. تنها برنده، بازار سیاه و واسطهها هستند؛ و تنها بازنده، مردمی که هیچ نقشی در این جنگ بیپایان ندارند، اما بیشترین هزینه را میپردازند

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر