صبح ۲۶ شهریور ۱۴۰۴، در زندان قزلحصار کرج، چوبهدار یکبار دیگر خبرساز شد: بابک شهبازی، مرد ۴۴ ساله و پدر دو فرزند، به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام شد. در حالی که رسانههای رسمی ایران از «اقتدار امنیتی» و «مجازات جاسوس موساد» سخن گفتند، نهادهای حقوق بشری فریاد زدند که این یک «اعتراف اجباری زیر شکنجه» و «قتل حکومتی» بوده است.
روایت رسمی: موساد، دشمن همیشگی
قوه قضائیه ایران اعلام کرد که شهبازی در ارتباط با سرویس اطلاعاتی موساد اطلاعات حساس جمعآوری و منتقل کرده است. رسانههای حکومتی این اعدام را پاسخی به «تهاجمات امنیتی اسرائیل» و بخشی از جنگ پنهان دو کشور معرفی کردند. در این روایت، حکم اعدام، ابزار بازدارندگی است: پیام واضح به دشمن که ایران با نفوذ اطلاعاتی مماشات نمیکند.
روایت منتقدان: شکنجه، اعتراف، اعدام
اما بیرون از مرزهای روایت رسمی، تصویر دیگری دیده میشود. فعالان حقوق بشری میگویند شهبازی اساساً به دلیل یک نامه انتقادی به رئیسجمهور اوکراین بازداشت شده بود. به ادعای آنها، اعترافات او زیر شکنجه ثبت شد و دادگاهش با سرعت و بدون دادرسی عادلانه برگزار شد. سازمانهای مستقل تأکید دارند که چنین پروندههایی نشاندهنده تکرار الگوی خطرناک در ایران است: «اعتراف تلویزیونی جایگزین عدالت قضایی».
ابعاد حقوق بشری: ایران دوباره در آینه جهانی
ایران سالهاست جزو کشورهایی است که بالاترین آمار اعدام در جهان را دارد. این بار، همزمانی اجرای حکم با موج تازه فشارهای بینالمللی، پرونده شهبازی را به یک نقطه جنجالی تبدیل کرده است. نهادهای بینالمللی بهویژه بر سه نکته دست گذاشتهاند:
1. عدم شفافیت در روند محاکمه.
2. محدودیت دسترسی به وکیل مستقل.
3. استفاده از اعترافات تحت فشار بهعنوان مدرک اصلی.
این سه مؤلفه کافی است تا بار دیگر پرونده حقوق بشر ایران روی میز شورای حقوق بشر سازمان ملل سنگینتر شود.
پیام سیاسی: اقتدار یا انزوا؟
اعدام شهبازی در شرایطی صورت گرفت که فرانسه و دیگر اعضای اروپایی از بازگشت تحریمهای شورای امنیت علیه ایران سخن میگویند. در چنین فضایی، اعدام یک «جاسوس موساد» قطعاً پیام داخلی و خارجی دارد: در داخل، نمایش قدرت؛ در خارج، هیزم تازهای برای آتش تبلیغات علیه ایران.
به زبان ساده، این اقدام شاید برای مخاطب داخلی نشانه اقتدار باشد، اما در عرصه جهانی به انزوای بیشتر ایران منجر خواهد شد.
بازتاب رسانهای: تیترها علیه تهران
از آسوشیتدپرس و رویترز گرفته تا الجزیره، همه خبر را پوشش دادند؛ اما تمرکز اصلیشان روی «اتهام شکنجه و اعتراف اجباری» بود، نه روی «جاسوسی برای اسرائیل». این تفاوت زاویه دید دقیقاً همان چیزی است که هزینه سیاسی را برای ایران بالا میبرد. در افکار عمومی جهان، شهبازی قربانی بیعدالتی است، نه جاسوس یک سرویس اطلاعاتی.
:پیروزی یا شکست
اعدام بابک شهبازی بیش از آنکه نشانه قدرت امنیتی باشد، به آزمونی برای اعتبار دستگاه قضایی ایران تبدیل شد؛ آزمونی که بسیاری میگویند با شکست همراه بوده است. یک پرونده امنیتی که میتوانست نشانه مقابله ایران با اسرائیل باشد، حالا به نماد تازهای از بحران حقوق بشر بدل شده است.
سؤال اصلی اینجاست: آیا چوبهدار توانست پیام بازدارندگی به اسرائیل بدهد، یا تنها ایران را در انزوای بیشتر فرو برد؟ پاسخ را شاید در واکنشهای تندتر جهانی و گزارشهای بعدی سازمانهای حقوق بشری ببینیم.
اعدام بابک شهبازی بیش از آنکه نشانه قدرت امنیتی باشد، به آزمونی برای اعتبار دستگاه قضایی ایران تبدیل شد؛ آزمونی که بسیاری میگویند با شکست همراه بوده است. یک پرونده امنیتی که میتوانست نشانه مقابله ایران با اسرائیل باشد، حالا به نماد تازهای از بحران حقوق بشر بدل شده است.
سؤال اصلی اینجاست: آیا چوبهدار توانست پیام بازدارندگی به اسرائیل بدهد، یا تنها ایران را در انزوای بیشتر فرو برد؟ پاسخ را شاید در واکنشهای تندتر جهانی و گزارشهای بعدی سازمانهای حقوق بشری ببینیم.
.jpeg)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر