نگاهی به روز جهانی «نه به اعدام» در ایران و جهان
۱۰ اکتبر، روزیست که جهان یادآوری میکند عدالت نباید به بهای جان انسان تمام شود.
اما در بسیاری از نقاط دنیا، از جمله ایران، هنوز چوبهی دار بهعنوان نماد نظم، قدرت و عدالت معرفی میشود — در حالی که بیش از آنکه امنیت بیاورد، ترس، خشم و تردید به جا میگذارد.
اعدام، آخرین نقطهی خطیست که از فقر، تبعیض، خشونت، و گاه از اشتباه آغاز میشود. در این روز جهانی، پرسش اصلی این نیست که چه کسی مجرم است، بلکه این است که آیا جامعهای که میکشد، بهتر میشود؟
جهان در مسیر لغو مرگ
در طول دو دههی گذشته، بیش از نیمی از کشورهای جهان اعدام را لغو کردهاند. اروپا تقریباً یکصدا آن را کنار گذاشته، و در قارهی آمریکا جز معدودی کشور (مانند ایالات متحده) دیگر اثری از چوبهی دار باقی نمانده است.
در آفریقا و آسیا هم موج لغو اعدام در حال گسترش است، اما در خاورمیانه — و بهویژه در ایران، عربستان و چین — هنوز آمار اعدامها بالاست.
سازمانهای حقوق بشری میگویند که اعدام نه تنها بازدارنده نیست، بلکه نشانهای از ضعف سیستم عدالت است؛ جایی که دادگاهها، زندانها، و حتی افکار عمومی، بیشتر به انتقام گرایش دارند تا اصلاح.
در گزارشهای سالانهی سازمان ملل آمده است که کشورهایی که مجازات اعدام را کنار گذاشتهاند، کاهش قابلتوجهی در نرخ جرم و جنایت نداشتهاند — نه به خاطر حذف اعدام، بلکه به دلیل سرمایهگذاری در آموزش، عدالت اجتماعی و بازپروری.
ایران، میان قانون و واقعیت
در ایران، مجازات اعدام بخشی از ساختار حقوقی است. قوانین کیفری کشور برای جرایمی چون قتل عمد، تجاوز، قاچاق مواد مخدر، محاربه و حتی برخی جرایم غیرخشونتبار، حکم مرگ صادر میکنند.
اما واقعیت این است که اکثر اعدامها در ایران مربوط به جرایم غیرخشونتبار است؛ بهویژه در حوزهی مواد مخدر. بسیاری از کارشناسان معتقدند این سیاست، در طول دههها، نتوانسته با پدیدهی اعتیاد یا قاچاق مقابله کند — بلکه چرخهای از جرم، فقر و خشونت را بازتولید کرده است.
در سالهای اخیر، حتی اصلاحاتی هم در قانون مبارزه با مواد مخدر انجام شد تا شمار اعدامها کاهش یابد، اما هنوز گزارشهای متعددی از اعدامهای گسترده منتشر میشود.
نکتهی جنجالیتر اینجاست: در بسیاری از پروندهها، عدالت قضایی در مرحلهی دادرسی زیر سؤال است — دسترسی محدود به وکیل، اعتراف تحت فشار، یا عدم شفافیت در فرایند محاکمه.
اعدام، در این فضا، گاهی بهجای ابزار عدالت، به نمایش قدرت تبدیل میشود. نمایشی که شاید برای لحظهای نظم ظاهری بیاورد، اما در بلندمدت اعتماد مردم به عدالت را فرسوده میکند.
روانشناسی اعدام — جامعهای که با مرگ تربیت میشود
جامعهای که هر از گاهی خبر «اجرای حکم» را در صدر اخبار میبیند، ناخواسته در معرض عادیسازی مرگ قرار میگیرد.
اعدام نه فقط جسم یک فرد را از میان میبرد، بلکه احساس انسانیت در تماشاگران را هم میفرساید.
کودکی که در خبرها میشنود «فلانی را اعدام کردند»، چه تصویری از عدالت در ذهنش میسازد؟
آیا یاد میگیرد که قانون، یعنی انتقام؟
یا اینکه نظم یعنی حذف؟
جامعهای که با مرگ «تربیت» میشود، کمکم به جایی میرسد که خشونت را نه فقط در دادگاه، که در خیابان، خانه، و حتی ذهن خود تکرار میکند.
اعدام، خشونت را پاک نمیکند؛ آن را رسمی میکند.
عدالت یا انتقام؟
در بسیاری از گفتوگوهای عمومی، از اعدام بهعنوان «حق خانوادهی قربانی» یاد میشود. این استدلال از نظر احساسی قابل درک است — اما آیا عدالت همان انتقام است؟
در نظامهای قضایی مدرن، عدالت هدفش احیای تعادل اجتماعی است، نه تکرار رنج.
وقتی مجرم اعدام میشود، آیا واقعاً رنج خانوادهی قربانی پایان مییابد؟ یا فقط یک غم با غمی دیگر جایگزین میشود؟
در مقابل، جنبش «عدالت ترمیمی» (Restorative Justice) میگوید: باید به جای حذف انسانها، به درمان جامعه فکر کنیم. باید بدانیم که جرم نتیجهی یک زنجیرهی اجتماعی است، نه فقط تصمیم یک فرد.
سیاست، ترس و کنترل
اعدام فقط مسئلهای قضایی نیست؛ پدیدهای سیاسی و اجتماعی هم هست.
در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، مجازات اعدام گاه بهصورت نماد قدرت دولت به کار میرود — پیامی برای جامعه: “قانون قویتر از توست.”
اما سؤال این است: اگر جامعهای بهجای آموزش، عدالت و گفتوگو، به طناب دار متوسل میشود، آیا واقعاً قوی است؟
یا در واقع از ضعفش میگریزد؟
ترس، ابزار مؤثری برای کنترل است؛ و اعدام، نمایش نهایی این ترس.
جامعهای که بهجای اعتماد، با وحشت اداره شود، در ظاهر آرام است، اما در عمق خود پر از خشمهای پنهان و زخمهای بیصداست.
صدای انسان
پشت هر عدد، انسانی وجود دارد — با چهره، خانواده، رؤیا و خطا.
وقتی یک نفر اعدام میشود، تنها او از بین نمیرود؛ پدر، مادر، همسر، فرزند و دوستانش هم بخشی از خود را از دست میدهند.
بسیاری از خانوادههای محکومان به اعدام، سالها در مرز بین امید و ناامیدی زندگی میکنند.
بعضی حتی تا آخرین لحظه نمیدانند عزیزشان زنده است یا نه.
در سوی دیگر، خانوادهی قربانی هم درگیر دردی بیپایان است. دو رنج روبهرو، دو سوختگی که با اعدام نه خاموش میشوند، نه التیام مییابند.
چرا جهان میگوید نه؟
جنبش جهانی علیه اعدام، از سال ۲۰۰۳ آغاز شد و حالا بیش از ۱۰۰ کشور عضو آن هستند. شعار امسال:
«اعدام امنیت نمیآورد؛ فقط ترس میکارد.»
در بسیاری از کشورها، لغو اعدام نتیجهی دههها گفتوگو، آموزش و فشار مدنی بوده است. جامعه یاد گرفت که امنیت با عدالت انسانی میآید، نه با انتقام.
در این میان، سازمانهای بینالمللی بارها از ایران خواستهاند تا مسیر گفتوگو و اصلاح قانون را بپذیرد. هر گامی که به سوی محدود کردن اعدام برداشته شود، قدمی است به سوی جامعهای انسانیتر.
وقتی یک نفر اعدام میشود، تنها او از بین نمیرود؛ پدر، مادر، همسر، فرزند و دوستانش هم بخشی از خود را از دست میدهند.
بسیاری از خانوادههای محکومان به اعدام، سالها در مرز بین امید و ناامیدی زندگی میکنند.
بعضی حتی تا آخرین لحظه نمیدانند عزیزشان زنده است یا نه.
در سوی دیگر، خانوادهی قربانی هم درگیر دردی بیپایان است. دو رنج روبهرو، دو سوختگی که با اعدام نه خاموش میشوند، نه التیام مییابند.
چرا جهان میگوید نه؟
جنبش جهانی علیه اعدام، از سال ۲۰۰۳ آغاز شد و حالا بیش از ۱۰۰ کشور عضو آن هستند. شعار امسال:
«اعدام امنیت نمیآورد؛ فقط ترس میکارد.»
در بسیاری از کشورها، لغو اعدام نتیجهی دههها گفتوگو، آموزش و فشار مدنی بوده است. جامعه یاد گرفت که امنیت با عدالت انسانی میآید، نه با انتقام.
در این میان، سازمانهای بینالمللی بارها از ایران خواستهاند تا مسیر گفتوگو و اصلاح قانون را بپذیرد. هر گامی که به سوی محدود کردن اعدام برداشته شود، قدمی است به سوی جامعهای انسانیتر.
آیندهای بدون طناب
لغو اعدام آرمانی دور نیست؛ تجربهی جهانی نشان داده که ممکن است.
اما برای رسیدن به آن، باید از سه جبهه شروع کرد:
۱. آموزش عمومی دربارهی عدالت و حقوق بشر
۲. شفافیت قضایی و دسترسی همگان به وکیل و محاکمهی عادلانه
۳. تقویت فرهنگ گفتوگو بهجای خشونت
تا وقتی که قانون، جامعه و رسانهها مرگ را بهعنوان پاسخ نشان دهند، چرخهی خشونت ادامه خواهد داشت. اما اگر حتی یک جامعه تصمیم بگیرد که دیگر نکشد، نقطهی آغاز تحول است.
مرگ را متوقف کنیم تا زندگی ادامه یابد
روز جهانی نه به اعدام فقط یک مناسبت نیست؛ آیینهایست که وجدان ما را نشان میدهد.
در این روز، شاید لازم باشد همه از خود بپرسیم:
اگر عدالت یعنی گرفتن جان، پس انسانیت کجاست؟
اعدام، نه پایان جرم است و نه آغاز عدالت.
اعدام فقط نقطهایست که در آن جامعه تصمیم میگیرد چقدر میخواهد انسان بماند.
لغو اعدام آرمانی دور نیست؛ تجربهی جهانی نشان داده که ممکن است.
اما برای رسیدن به آن، باید از سه جبهه شروع کرد:
۱. آموزش عمومی دربارهی عدالت و حقوق بشر
۲. شفافیت قضایی و دسترسی همگان به وکیل و محاکمهی عادلانه
۳. تقویت فرهنگ گفتوگو بهجای خشونت
تا وقتی که قانون، جامعه و رسانهها مرگ را بهعنوان پاسخ نشان دهند، چرخهی خشونت ادامه خواهد داشت. اما اگر حتی یک جامعه تصمیم بگیرد که دیگر نکشد، نقطهی آغاز تحول است.
مرگ را متوقف کنیم تا زندگی ادامه یابد
روز جهانی نه به اعدام فقط یک مناسبت نیست؛ آیینهایست که وجدان ما را نشان میدهد.
در این روز، شاید لازم باشد همه از خود بپرسیم:
اگر عدالت یعنی گرفتن جان، پس انسانیت کجاست؟
اعدام، نه پایان جرم است و نه آغاز عدالت.
اعدام فقط نقطهایست که در آن جامعه تصمیم میگیرد چقدر میخواهد انسان بماند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر