google612dd7e7b83a9384.html زن آزاده ام: بی‌آرتی‌خوابی در تهران؛ بازنمایی یک فقر آشکار و انکارشده

۱۴۰۴ آذر ۲۷, پنجشنبه

بی‌آرتی‌خوابی در تهران؛ بازنمایی یک فقر آشکار و انکارشده

 

پدیده «بی‌آرتی‌خوابی» دیگر یک خبر گذرا نیست؛ آینه‌ای است از شکاف‌های عمیق اجتماعی و فقر ساختاری که در پایتخت ایران به شکلی عریان دیده می‌شود. خوابیدنِ شبانه در اتوبوس‌هایی که باید برای حرکت، نه برای زیست، طراحی می‌شدند؛ نتیجهٔ سال‌ها بی‌توجهی به شأن انسانی، کرامت شهروندان، و ناکارآمدی سیاست‌های حمایتی است. آنچه امروز رخ می‌دهد تنها یک معضل اجتماعی نیست؛ یک زنگ خطر جدی حقوق بشری است.

زیست شبانه در اتوبوس؛ انعکاس فقر ساختاری

گزارش‌ها نشان می‌دهد که برخی شهروندان در تهران با پرداخت ۲۵ هزار تومان در شب، اتوبوس‌های بی‌آرتی را به پناهگاهی موقت برای خواب تبدیل می‌کنند. این عدد تنها یک «هزینه» نیست؛ یک نشانه است. نشانه‌ای از این‌که حداقل‌های حیات انسانی، از سرپناه تا امنیت شبانه، به کالایی خریدنی بدل شده‌اند.

وقتی اتوبوس‌ها جای تخت‌خواب را می‌گیرند، این نه یک انتخاب، بلکه تنها راه بقاست. این وضعیت، به‌ویژه در ماه‌های سرد، پیامد مستقیم نبود سیاست‌های جدی برای حمایت از افراد بی‌خانمان، کارگران کم‌درآمد، زنان بی‌سرپرست، و کسانی است که به‌سبب فقر ساختاری از چرخه حمایت اجتماعی حذف شده‌اند.

حقوق اساسی و نقض‌شده؛ نگاهی به قانون اساسی و معیارهای بین‌المللی

طبق اصل ۳۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، «داشتن مسکن متناسب با نیاز» حق همهٔ شهروندان است. اما وقتی انسان‌ها در اتوبوس‌ها شب را به صبح می‌رسانند، این حق تنها روی کاغذ باقی مانده است.

از منظر اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز، ماده ۲۵ تأکید دارد که هر فرد حق دارد از «سطح زندگی کافی برای حفظ سلامت و رفاه خود و خانواده‌اش» بهره‌مند باشد؛ شامل مسکن، امنیت و شرایط انسانی. اما تجربهٔ بی‌آرتی‌خوابی چیزی جز نقض آشکار این اصول نیست.

انکار پدیده از سوی مسئولان؛ پذیرش بدون اقدام

شهرداری تهران وجود پدیدهٔ «بی‌آرتی‌خوابی» را انکار نکرده است، اما انکار نکردن، به‌هیچ‌وجه معادل اقدام نیست. پذیرش یک بحران اجتماعی، تنها نقطه آغاز است؛ نه پایان مسئولیت.

رویکردهای فعلی نه تنها راه‌حل نمی‌سازند، بلکه انسان‌هایی را که در نهایت ضعف و آسیب‌پذیری هستند در مدار شرم، طرد اجتماعی و بی‌پناهی رها می‌کنند.

فلسفه انسان‌بودن؛ مرز میان شهر و زیست‌گاه

شهر، زمانی شهر است که انسان بتواند در آن «زیست» کند، نه تنها «بماند». فلسفهٔ شهرنشینی بر کرامت انسانی استوار است؛ بر این‌که انسان حق دارد از امنیت، سرپناه و آرامش برخوردار باشد.

پدیدهٔ بی‌آرتی‌خوابی نشان می‌دهد که بخش‌هایی از شهر، از کارکرد انسانی خالی شده‌اند؛ نه‌فقط در چهرهٔ شهر، بلکه در جان شهر.

مسئولیت جمعی؛ چه باید کرد؟

حل این معضل تنها با نگاه «اجتماعی» ممکن نیست؛ نیازمند رویکردهای انسانی، حقوقی و ساختاری است:

  • ایجاد پناهگاه‌های شبانه کافی و ایمن
  • تدوین برنامه‌های حمایتی برای افراد بی‌خانمان
  • اصلاح سیاست‌های اشتغال، مسکن و حمایت اجتماعی
  • توجه ویژه به زنان بی‌سرپرست و افراد آسیب‌دیده

بی‌آرتی‌خوابی فقط یک خبر نیست؛ یک هشدار است. هشداری درباره جامعه‌ای که در آن برخی شهروندان حتی حق ابتدایی «خوابیدن در جای امن» را از دست داده‌اند.

تا زمانی که انسان‌ها شب خود را روی صندلی‌های سرد و لرزان اتوبوس می‌گذرانند، نمی‌توان از جامعه‌ای عادلانه سخن گفت. دفاع از حقوق بشر یعنی بازگرداندن کرامت به همین انسان‌های خاموش و فراموش‌شده.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر