google612dd7e7b83a9384.html زن آزاده ام: از رأی تا گلوله؛ کالبدشکافی عاشورای ۸۸

۱۴۰۴ دی ۶, شنبه

از رأی تا گلوله؛ کالبدشکافی عاشورای ۸۸


روایتی کامل و بی‌پرده از روزی که اعتراض، با گلوله پاسخ داده شد و هیچ‌کس پاسخگو نشد

شش ماه پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸، ایران مثل یک بمب ساعتی بود. میلیون‌ها نفر پای صندوق رأی رفتند، چشم به فردایی بهتر داشتند، اما نتیجه اعلام شد و همه چیز به یک شوک تبدیل شد. مردم پرسیدند: «رأی ما کجاست؟» اما هیچ پاسخی دریافت نکردند. رسانه‌ها بسته شدند، فعالان سیاسی بازداشت شدند، و بازداشتگاه‌هایی مانند کهریزک پر از شکنجه و وحشت شد. خانواده‌ها مجبور به سکوت شدند و سکوت و تحقیر جمعیت را به خیابان‌ها کشاند.

۶ دی ۱۳۸۸، روز عاشورا، خیابان‌ها پر شد از مردمی که با دستان خالی، قلب‌های پر از خشم و امید، فریاد عدالت سر می‌دادند. تهران از صبح امنیتی بود: یگان‌های ویژه، بسیجیان لباس‌شخصی، خودروهای بدون پلاک و موتورهای دوترکه آماده بودند. دستور روشن بود: هیچ تجمعی نباید شکل بگیرد.

اما مردم آمدند. میدان انقلاب، خیابان آزادی، چهارراه کالج، ولیعصر، پل‌ها؛ همه پر از صدا شد. شعارها فریاد می‌زدند: «رأی ما کجاست؟»، «مرگ بر دیکتاتور»، «نه به تقلب». پاسخ حکومت گلوله بود: شلیک مستقیم، باتوم، پرتاب مردم از پل‌ها، حمله به عزاداران، گاز اشک‌آور. این‌ها نه اغتشاش بود، نه خشونت متقابل؛ این سرکوب برنامه‌ریزی‌شده بود.

در این روز خونین، چندین نفر جان خود را از دست دادند. برخی از قربانیان شناخته‌شده عبارتند از:
سید علی موسوی، برادرزاده میرحسین موسوی، شلیک مستقیم شد.
مصطفی کریم‌بیگی، ۲۶ ساله، ناپدید شد و بعد با آثار گلوله پیدا شد.
مهدی فرهادی‌راد، شهرام ساراجی، محمدعلی راسخی‌نیا، دیگرانی که رسانه ملی هرگز نامشان را نبرد.

آمار واقعی هرگز اعلام نشد، اما حداقل ۵ تا بیش از ۱۵ نفر کشته شدند. بازداشت‌ها صدها نفر را شامل شد و بسیاری به اعدام محکوم شدند.

این سرکوب، اجرای دستور بالاترین سطوح حکومت بود: شورای عالی امنیت ملی، فرماندهان سپاه و نیروی انتظامی، و رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله خامنه‌ای، با مشروعیت‌بخشی به خشونت، پیام دادند: اعتراض، هزینه دارد؛ اما هیچ‌کس پاسخگو نیست. هیچ دادگاهی تشکیل نشد، هیچ مسئولیتی پذیرفته نشد و هیچ استعفایی داده نشد.

روایت خیابان: صدای حقیقی اعتراض

تصور کن خیابان آزادی را، پر از جمعیت معترض، بچه‌های جوان با پلاکاردهایی که حتی چاپ‌شان هم مجوز نداشت. ناگهان صدای شلیک بلند می‌شود. مردم می‌افتند، جیغ‌ها می‌آید، کسی نمی‌داند بعدی کیست. موتورسواران تلاش می‌کنند فرار کنند، اما نیروها از همه طرف جمعیت را محاصره کرده‌اند.

عزاداران در حال عزاداری، ناگهان با باتوم و لگد مواجه می‌شوند. گلوله‌ها به سمت جمعیت شلیک می‌شود. برخی قربانیان زیر دست و پا له می‌شوند. هیچ کمکی از نیروهای پزشکی رسمی نمی‌آید. خبرنگاران مستقل نیز بازداشت یا مجبور به فرار می‌شوند.

پیامدها؛ سکوت و سرکوب

پس از عاشورا، صدها نفر بازداشت شدند. برخی به اعدام محکوم شدند. خانواده‌ها تهدید شدند. پرونده‌سازی گسترده انجام شد. پیام حکومت واضح بود: «اعتراض نکن، وگرنه نابود می‌شوی.»

اما عاشورای ۸۸ پایان ماجرا نبود. این روز الگوی سرکوب برنامه‌ریزی‌شده شد که سال‌ها بعد تکرار شد:
دی ۹۶: اعتراضات کارگری و معلمان با سرکوب مشابه
آبان ۹۸: اعتراضات به افزایش قیمت بنزین؛ صدها کشته و هزاران بازداشت
۱۴۰۱ و ۱۴۰۲: اعتراضات سراسری، با همان روش‌ها و تهدید رسانه‌ای

این روند نشان می‌دهد که اعتراض همیشه هزینه دارد، سرکوب سیستماتیک است و حکومت هیچگاه مسئولیت نمی‌پذیرد.

 زخم باز تاریخی

عاشورای ۸۸ یک پرونده بسته نیست؛ یک زخم باز تاریخی است. این روز نشان داد:
• حق اعتراض همیشه سرکوب می‌شود
• جان انسان‌ها وقتی نظم سیاسی به خطر بیفتد ارزشی ندارد
• الگوی سرکوب به اعتراضات بعدی منتقل می‌شود

عاشورا، روز خون و سکوت بود؛ اما حافظه مردم هیچگاه پاک نمی‌شود. این حافظه، همیشه آماده است روایت واقعی را به جهانیان نشان دهد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر