google612dd7e7b83a9384.html زن آزاده ام: نسلی که دیگر نمی‌ترسد؛ سه روز چالش مستقیم با رهبری

۱۴۰۴ اسفند ۸, جمعه

نسلی که دیگر نمی‌ترسد؛ سه روز چالش مستقیم با رهبری

 

سه روز خشم در دانشگاه‌ها؛ صدای نسلی که دیگر سکوت نمی‌کند؛

در سه روز گذشته، دانشگاه‌هایی چون دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه الزهرا و دانشگاه علم و فرهنگ به صحنه اعتراضات صریح و سیاسی علیه حاکمیت تبدیل شدند.

این تجمع‌ها صرفاً واکنشی به یک مسئله صنفی نبود؛ بلکه باید آن را نشانه‌ای از فرسایش جدی اقتدار در جمهوری اسلامی ایران دانست.آنچه در محوطه دانشگاه‌ها جریان یافت، فریاد نسلی بود که دیگر مشکلات خود را در سطح مدیریت اجرایی نمی‌بیند، بلکه ساختار قدرت را مسئول مستقیم وضعیت موجود می‌داند.

عبور از انتقاد به تقابل مستقیم با رأس قدرت؛

در این اعتراضات، شعارها مستقیماً شخص علی خامنه‌ای را هدف قرار داد. این تغییر لحن نشان می‌دهد که بخشی از جامعه دانشجویی دیگر امیدی به اصلاح تدریجی در چارچوب موجود ندارد و مسئولیت بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را متوجه رأس هرم قدرت می‌داند.

دانشجویان با عبور از خطوط قرمز رسمی، نشان دادند که فضای ترس و سرکوب دیگر کارایی گذشته را ندارد. از منظر سیاسی، این اتفاق نشانه کاهش اثرگذاری ابزارهای سنتی کنترل اجتماعی است.

امنیتی‌سازی دانشگاه؛ قدرت یا هراس؟

واکنش حکومت، افزایش حضور نیروهای بسیج و استقرار نیروهای وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطراف برخی دانشگاه‌ها بود.گزارش‌ها از بازداشت دانشجویان، تهدید، ضرب‌وشتم و تشکیل پرونده‌های انضباطی حکایت دارد.

امنیتی‌سازی محیط‌های علمی بیش از آنکه نمایش اقتدار باشد، نشانه هراس ساختار سیاسی از گسترش اعتراضات است. دانشگاه محل تضارب آراست؛ تبدیل آن به میدان حضور نیروهای شبه‌نظامی، اعترافی عملی به ناتوانی در پاسخ‌گویی سیاسی است.

رفتار سرکوبگرانه و نقض حقوق بشر؛

در جریان اعتراضات اخیر، برخورد نیروهای امنیتی با دانشجویان از نگاه بسیاری از ناظران، فراتر از «برخورد انتظامی» و در مواردی مصداق رفتارهای خشونت‌آمیز و ناقض اصول بنیادین حقوق بشر بوده است.بازداشت‌های گسترده، اعمال فشار بر خانواده‌ها، محرومیت‌های تحصیلی و برخوردهای فیزیکی شدید، تصویری ارائه می‌دهد که منتقدان آن را نمونه‌ای آشکار از نقض حقوق شهروندی می‌دانند.

چنین رویکردی نه‌تنها بحران را مهار نکرده، بلکه شکاف میان جامعه و حاکمیت را عمیق‌تر کرده است. هر موج فشار امنیتی، مشروعیت سیاسی را بیش از پیش فرسایش می‌دهد.

حمایت از اپوزیسیون پهلوی؛ تغییر جهت گفتمان؛

نکته قابل توجه در این اعتراضات، سر دادن شعارهایی در حمایت از جریان‌های مخالف حکومت، از جمله جریان منتسب به خاندان رضا پهلوی بود. طرح چنین شعارهایی در فضای دانشگاهی، نشان‌دهنده تغییر گفتمان بخشی از معترضان است؛ تغییری که از مطالبه اصلاحات درون‌ساختاری به جست‌وجوی آلترناتیو سیاسی عبور کرده است.

این تحول پیام روشنی دارد: بخشی از نسل جوان نه‌تنها منتقد وضعیت موجود است، بلکه به دنبال جایگزینی برای ساختار کنونی می‌گردد.

عقب‌نشینی اجباری؛ تعطیلی و آنلاین شدن دانشگاه‌ها؛

در نهایت، آنچه بیش از هر چیز نشان‌دهنده فشار اعتراضات بود، تصمیم به تعطیلی سریع دانشگاه‌ها و انتقال کلاس‌ها به آموزش آنلاین است.

دانشگاه‌ها که به‌تازگی بازگشایی شده بودند، با اوج‌گیری تجمع‌ها مجدداً تعطیل شدند؛ اقدامی که از نگاه بسیاری، نه یک تصمیم آموزشی، بلکه تلاشی امنیتی برای پراکنده کردن کانون‌های اعتراض تلقی می‌شود.

این عقب‌نشینی عملی نشان می‌دهد که حکومت در برابر موج نارضایتی دانشجویی، راهکاری جز تعطیلی فضاهای تجمع و محدودسازی فیزیکی نیافته است. اما تجربه نشان داده که بستن درهای دانشگاه، به معنای خاموش شدن صداها نیست.

نارضایتی‌ای که ریشه در بحران عمیق سیاسی و اجتماعی دارد، با آنلاین کردن کلاس‌ها از بین نمی‌رود.

دانشگاه امروز صرفاً یک نهاد آموزشی نیست؛ به آینه‌ای تبدیل شده که ضعف‌های ساختاری قدرت را بازتاب می‌دهد. پرسش اینجاست که آیا حاکمیت مسیر اصلاح و گفت‌وگو را انتخاب خواهد کرد، یا همچنان بر چرخه تعطیلی، سرکوب و کنترل تکیه خواهد داشت؟

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر