google612dd7e7b83a9384.html زن آزاده ام: از مشروطه تا امروز؛ چرا مطالبه آزادی و حاکمیت قانون هنوز زنده است؟

۱۴۰۵ مرداد ۱۶, جمعه

از مشروطه تا امروز؛ چرا مطالبه آزادی و حاکمیت قانون هنوز زنده است؟



۱۴ مرداد، فقط یک تاریخ در تقویم نیست. یادآور روزهایی است که مردم ایران برای نخستین‌بار به‌طور جدی خواستند قدرت، دیگر بی‌حدومرز نباشد؛ خواستند قانون بر اراده افراد مقدم باشد و حکومت در برابر مردم پاسخ‌گو باشد. انقلاب مشروطه از دل همین مطالبه شکل گرفت: مطالبه‌ای برای عدالت، قانون و مشارکت مردم در سرنوشت کشور.

اما بیش از یک قرن بعد، هنوز همان پرسش‌ها به شکل‌های تازه‌ای مطرح می‌شوند.

قانون برای چه کسی است؟ قدرت تا کجا حق تصمیم‌گیری دارد؟ و مردم چه زمانی می‌توانند واقعاً در تعیین سرنوشت خود نقش داشته باشند؟

مشروطه قرار بود پایان حکومت خودسرانه و آغاز حکومت قانون باشد. تشکیل مجلس، محدود شدن قدرت سلطنت و به رسمیت شناخته شدن حقوق ملت، دستاوردهایی بودند که در زمان خود معنایی بسیار بزرگ داشتند. اما تاریخ ایران نشان داد که نوشتن قانون به‌تنهایی کافی نیست. قانون زمانی می‌تواند از آزادی محافظت کند که اجرای آن وابسته به اراده صاحبان قدرت نباشد.

شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های مشروطه همین باشد: جامعه‌ای که قانون در آن ضعیف باشد، آزادی هم شکننده خواهد بود.

در طول دهه‌های بعد، مطالبات مردم بارها با زبان‌های مختلف تکرار شدند؛ گاهی در قالب اعتراض سیاسی، گاهی در قالب جنبش دانشجویی، گاهی در اعتراضات اجتماعی و گاهی حتی در شکل مطالبه‌ای ساده برای داشتن حق انتخاب و شنیده شدن.

نام‌ها و نسل‌ها تغییر کردند، اما یک خواسته همچنان باقی ماند: اینکه شهروند صرفاً تابع تصمیمات قدرت نباشد، بلکه صاحب حق باشد.

امروز نیز وقتی از آزادی بیان، حق اعتراض، انتخابات، عدالت و حاکمیت قانون سخن گفته می‌شود، در واقع بحث بر سر همان مسئله‌ای است که بیش از صد سال پیش در ایران مطرح شد: رابطه مردم و قدرت.

حاکمیت قانون یعنی هیچ فرد، نهاد یا ساختاری فراتر از قانون نباشد. یعنی حقوق شهروندان حتی زمانی که منتقد یا مخالف‌اند، قابل انکار نباشد. یعنی اعتراض، صرفاً به دلیل اعتراض بودن، جرم تلقی نشود و حکومت به جای حذف صدای منتقد، بتواند پاسخ‌گوی آن باشد.

البته آزادی بدون مسئولیت نیز معنای کاملی ندارد. جامعه آزاد، جامعه‌ای نیست که در آن هرج‌ومرج حاکم باشد؛ بلکه جامعه‌ای است که اختلاف نظر در آن به رسمیت شناخته می‌شود و برای حل اختلاف، قانون وجود دارد.

به همین دلیل، مسئله امروز فقط «آزادی» نیست؛ مسئله ایجاد سازوکاری است که آزادی را پایدار کند. سازوکاری که در آن قدرت قابل نظارت باشد، قانون قابل اجرا باشد و شهروند بتواند بدون ترس از مجازات، خواسته و انتقاد خود را بیان کند.

بیش از صد سال از مشروطه گذشته است. نسل‌هایی آمده‌اند و رفته‌اند، حکومت‌ها تغییر کرده‌اند و جامعه ایران بارها هزینه سنگینی برای مطالبات سیاسی و اجتماعی خود پرداخته است. اما یک حقیقت همچنان پابرجاست:

مطالبه آزادی را نمی‌توان با تغییر نام‌ها و نسل‌ها از بین برد.

شاید به همین دلیل است که ۱۴ مرداد هنوز اهمیت دارد. نه فقط به‌عنوان یادبود یک رویداد تاریخی، بلکه به‌عنوان یادآوری یک پرسش ناتمام؛ پرسشی درباره اینکه آیا حکومت باید بر مردم حکومت کند یا در برابر مردم پاسخ‌گو باشد.

مشروطه یک قرن پیش تلاش کرد این پرسش را پاسخ دهد. اما تاریخ نشان داده است که هیچ دستاورد سیاسی برای همیشه تضمین‌شده نیست.

آزادی باید دوباره و دوباره از آن دفاع شود.

قانون باید دوباره و دوباره مطالبه شود.

و جامعه باید هر نسل، این پرسش را از خود بپرسد:

اگر قرار است قدرت برای مردم باشد، پس مردم چه زمانی واقعاً صاحب قدرت خواهند بود؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر