ماجرا از کجا شروع شد؟
در اوایل دهه ۱۳۳۰، نفت ایران توسط شرکت نفت ایران و انگلیس استخراج و اداره میشد. بسیاری از ایرانیان معتقد بودند سهم ایران از درآمد نفت عادلانه نیست و کنترل این صنعت باید در اختیار خود ایرانیها باشد.
در سال ۱۳۳۰، محمد مصدق به نخستوزیری رسید و یکی از مهمترین اقدامات دولت او، ملی کردن صنعت نفت ایران بود. یعنی قرار شد صنعت نفت از کنترل شرکت بریتانیایی خارج شود و اداره آن در اختیار دولت ایران قرار بگیرد. این تصمیم باعث افزایش محبوبیت مصدق در میان بخشهایی از جامعه شد، اما در مقابل، اختلاف ایران با بریتانیا را بسیار شدید کرد.
چرا بریتانیا با مصدق مخالف بود؟
ملی شدن نفت برای بریتانیا یک ضربه اقتصادی و سیاسی بزرگ بود. دولت بریتانیا تلاش کرد مصدق را تحت فشار قرار دهد و برای مقابله با دولت ایران اقداماتی مانند تحریم اقتصادی و فعالیتهای سیاسی و مخفیانه انجام داد.
در همین زمان، آمریکا هم بهتدریج وارد ماجرا شد. در فضای جنگ سرد، دولت آمریکا نگران گسترش نفوذ اتحاد جماهیر شوروی و حزب توده در ایران بود. بنابراین مسئله نفت، اختلافات سیاسی داخلی ایران و نگرانیهای مربوط به کمونیسم، همه به یکدیگر گره خوردند.
شاه، مصدق و یک اختلاف مهم
در آن زمان محمدرضا شاه پهلوی پادشاه ایران بود و مصدق نخستوزیر.
رابطه این دو همیشه ساده نبود. یکی از بحثهای اصلی این بود که در ساختار سیاسی آن زمان، اختیار شاه و دولت دقیقاً تا کجا بود؟
در مرداد ۱۳۳۲، شاه فرمانی برای برکناری مصدق صادر کرد و فضلالله زاهدی را به نخستوزیری منصوب کرد. اما مصدق این اقدام را نپذیرفت. تلاش اول برای کنار گذاشتن او در شب ۲۵ مرداد شکست خورد؛ مصدق از ماجرا مطلع شد و نیروهای مرتبط با آن دستگیر شدند. شاه نیز از کشور خارج شد و ابتدا به بغداد و سپس به رم رفت.
پس ۲۸ مرداد چه شد؟
چند روز بعد، شرایط کاملاً تغییر کرد.
در تهران تظاهرات و درگیریهای سیاسی شدت گرفت. طرفداران شاه، مخالفان مصدق و نیروهای نظامی وارد میدان شدند و در نهایت در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دولت مصدق سقوط کرد.
پس از سقوط دولت، فضلالله زاهدی نخستوزیر شد و محمدرضا شاه نیز به ایران بازگشت. اسناد منتشرشده دولت آمریکا نشان میدهد که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، یعنی CIA، در برنامهریزی و اجرای عملیات برای سرنگونی دولت مصدق نقش داشته است. اسناد رسمی آمریکا حتی این عملیات را با نام TPAJAX ثبت کردهاند و هدف آن را کنار گذاشتن دولت مصدق و روی کار آوردن دولتی نزدیکتر به شاه و غرب توضیح میدهند.
البته این به معنی آن نیست که همه اتفاقات را میتوان فقط با نقش آمریکا و بریتانیا توضیح داد. در داخل ایران هم مخالفان سیاسی مصدق، برخی نیروهای نظامی، روحانیون، گروههای سیاسی و بخشی از جامعه در تحولات آن روزها نقش داشتند. حتی در اسناد آمریکایی نیز به وجود حمایت و مشارکت نیروهای داخلی در حرکت ۲۸ مرداد اشاره شده است.
آیا ۲۸ مرداد فقط یک «کودتای خارجی» بود؟
اینجا یکی از مهمترین بحثهای تاریخی شروع میشود.
یک دیدگاه تأکید میکند که ۲۸ مرداد یک کودتای سازمانیافته با نقش مهم آمریکا و بریتانیا بود. اسناد رسمی آمریکا که بعدها منتشر شدند، دخالت CIA در عملیات را تأیید میکنند.
دیدگاه دیگر تأکید بیشتری بر بحرانهای سیاسی داخل ایران دارد؛ از اختلاف مصدق با شاه و مخالفان سیاسی گرفته تا مشکلات اقتصادی و درگیریهای شدید میان گروههای مختلف.
بنابراین اگر بخواهیم ماجرا را ساده کنیم، بهتر است بگوییم: ۲۸ مرداد نتیجه ترکیبی از یک بحران عمیق سیاسی داخلی و دخالت مؤثر قدرتهای خارجی بود. نقش خارجی را نمیتوان نادیده گرفت، اما اتفاقات داخلی ایران هم بخش مهمی از داستان هستند.
چرا ۲۸ مرداد هنوز مهم است؟
اهمیت ۲۸ مرداد فقط به این دلیل نیست که یک دولت سقوط کرد. این اتفاق تأثیر زیادی بر مسیر سیاسی ایران در سالهای بعد گذاشت.
پس از بازگشت شاه، حکومت او قدرت بیشتری پیدا کرد و روابط ایران با آمریکا و کشورهای غربی نیز نزدیکتر شد. در مقابل، خاطره دخالت خارجی در سرنگونی دولت مصدق در ذهن بخش بزرگی از جامعه ایران باقی ماند.
سالها بعد، انقلاب ۱۳۵۷ و قطع رابطه ایران و آمریکا باعث شد ماجرای ۲۸ مرداد دوباره اهمیت بیشتری پیدا کند.
به همین دلیل، وقتی درباره بیاعتمادی تاریخی میان ایران و آمریکا صحبت میشود، ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از مهمترین نقاطی است که به آن اشاره میشود.
برای فهم ساده ماجرا میتوان گفت:
ایران نفتش را ملی کرد → بریتانیا با دولت مصدق وارد درگیری شد → آمریکا نیز به دلیل مجموعهای از نگرانیهای سیاسی و اقتصادی وارد ماجرا شد → در داخل ایران هم مخالفان جدی مصدق وجود داشتند → تلاش اول برای برکناری مصدق شکست خورد → چند روز بعد، در ۲۸ مرداد، دولت او سقوط کرد → شاه به ایران بازگشت و دولت زاهدی روی کار آمد.
به همین دلیل، ۲۸ مرداد را نمیتوان فقط یک اتفاق معمولی در تاریخ ایران دانست. این رویداد نقطهای بود که نفت، قدرت سیاسی، نقش شاه، اختلافات داخلی ایران و رقابت قدرتهای خارجی همگی در آن به هم رسیدند؛ و آثار آن تا سالها بعد در سیاست ایران باقی ماند.
برای فهم ساده ماجرا میتوان گفت:
ایران نفتش را ملی کرد → بریتانیا با دولت مصدق وارد درگیری شد → آمریکا نیز به دلیل مجموعهای از نگرانیهای سیاسی و اقتصادی وارد ماجرا شد → در داخل ایران هم مخالفان جدی مصدق وجود داشتند → تلاش اول برای برکناری مصدق شکست خورد → چند روز بعد، در ۲۸ مرداد، دولت او سقوط کرد → شاه به ایران بازگشت و دولت زاهدی روی کار آمد.
به همین دلیل، ۲۸ مرداد را نمیتوان فقط یک اتفاق معمولی در تاریخ ایران دانست. این رویداد نقطهای بود که نفت، قدرت سیاسی، نقش شاه، اختلافات داخلی ایران و رقابت قدرتهای خارجی همگی در آن به هم رسیدند؛ و آثار آن تا سالها بعد در سیاست ایران باقی ماند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر