اول شهریور در ایران «روز پزشک» و روز بزرگداشت ابوعلی سینا است؛ مناسبتی که در روایت رسمی، به پاس جایگاه ابنسینا در تاریخ پزشکی و خدمات او به این دانش انتخاب شده است.
اما روز پزشک میتواند معنایی فراتر از تبریکهای معمول داشته باشد.
پزشکی فقط درباره نسخه، تشخیص بیماری و اتاق عمل نیست. یکی از بنیادیترین اصول این حرفه این است که جان انسان، فارغ از عقیده، گرایش سیاسی، مذهب، جنسیت یا جایگاه اجتماعی او، ارزش درمان و حفاظت دارد.
از همینجا است که نام پزشکانی که در سالهای گذشته در ایران بازداشت، تهدید، زندانی یا کشته شدند، به بحث روز پزشک گره میخورد.
آیا خودِ روز پزشک یک مناسبت سیاسی است؟
شواهدی که در منابع در دسترس وجود دارد، نشان نمیدهد که اصل انتخاب اول شهریور به عنوان روز پزشک با هدف سیاسی جمهوری اسلامی انجام شده باشد. روایت شناختهشده این است که این روز به بزرگداشت ابنسینا مربوط است.
بنابراین بهتر است میان خاستگاه مناسبت و معنایی که امروز میتوان به آن داد تفاوت بگذاریم.
ممکن است یک مناسبت ریشه سیاسی نداشته باشد، اما جامعه در شرایط سیاسی خاص، معنای تازهای به آن بدهد.
و در ایران امروز، صحبت از پزشک بدون صحبت از رابطه پزشک با قدرت، بیمار و جامعه، تصویری ناقص از این حرفه خواهد بود.
وقتی درمان مجروحان به مسئله سیاسی تبدیل میشود
در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱، گزارشهای متعددی درباره فشار بر پزشکان و کادر درمان منتشر شد؛ از بازداشت و تهدید گرفته تا دخالت نیروهای امنیتی در روند درمان مجروحان. سازمان حقوق بشر ایران نیز در گزارشی درباره آن دوره، از بازداشت، شکنجه و تهدید پزشکان و کادر درمان و فشارهای امنیتی بر جامعه پزشکی خبر داده است.
برای بسیاری از پزشکان، مسئله ساده بود: بیماری که مقابل آنها قرار گرفته، یک انسان است و وظیفه پزشک درمان اوست.
اما در فضای امنیتی، همین وظیفه حرفهای میتوانست تبعات سیاسی پیدا کند.
پزشکی که مجروح اعتراضات را درمان میکرد، ممکن بود متهم شود که به معترضان کمک کرده است. پزشکی که درباره خشونت یا وضعیت بیماران صحبت میکرد، ممکن بود تحت فشار قرار گیرد.
در چنین شرایطی، مرز میان وظیفه حرفهای و خطر سیاسی برای بعضی پزشکان بسیار باریک شد.
آیدا رستمی؛ نامی که با درمان مجروحان اعتراضات گره خورد
یکی از شناختهشدهترین نامها در این زمینه آیدا رستمی است؛ پزشک جوانی که در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ به درمان مجروحانی کمک میکرد که بهدلیل ترس از بازداشت یا شناسایی، به مراکز درمانی مراجعه نمیکردند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، رستمی در آذر ۱۴۰۱ برای درمان چند مجروح به اکباتان رفته بود و پس از خروج برای تهیه وسایل پزشکی دیگر بازنگشت. بنیاد عبدالرحمن برومند تاریخ مرگ او را ۲۱ آذر ۱۴۰۱ ثبت کرده است.
درباره علت دقیق مرگ رستمی و نقش نیروهای امنیتی، روایتهای متفاوتی مطرح شده است. مخالفان حکومت و برخی منابع حقوق بشری آن را قتل مرتبط با فعالیت او برای درمان معترضان دانستهاند؛ در مقابل، روایت رسمی جمهوری اسلامی با این ادعاها یکسان نیست.
بنابراین درباره چنین پروندهای باید با دقت سخن گفت: آنچه درباره فعالیت پزشکی او برای مجروحان و مرگش گزارش شده، یک واقعیت قابل بررسی است؛ اما نسبت دادن قطعی قتل او به یک نهاد مشخص، نیازمند توجه به سطح شواهد و منابع موجود است.
با این حال، نام آیدا رستمی برای بسیاری از پزشکان و فعالان حقوق بشر به نمادی از پزشکی تبدیل شد که حاضر نشد بیمار را به «خودی» و «غیرخودی» تقسیم کند.
حمید قرهحسنلو؛ پزشکی که به اعدام محکوم شد
نمونه دیگری که نمیتوان از آن گذشت، حمید قرهحسنلو، پزشک متخصص تصویربرداری پزشکی است.
او در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شد و در پرونده مربوط به کشتهشدن روحالله عجمیان، بسیجی، ابتدا با حکم اعدام روبهرو شد. پرونده او با اعتراض گسترده پزشکان و نهادهای مختلف مواجه شد و در نهایت حکم اعدامش به ۱۵ سال حبس تغییر یافت..
پرونده قرهحسنلو اهمیت ویژهای پیدا کرد، زیرا گروه بزرگی از پزشکان ایرانی به حکم او اعتراض کردند. در گزارشهای مربوط به این پرونده آمده است که بیش از هزار پزشک خواستار آزادی او و همسرش شدند و گروهی از پزشکان نیز در اعتراض به حکم اعدام مقابل زندان اوین تجمع کردند.
این پرونده نشان میدهد که فشار بر جامعه پزشکی فقط به کسانی محدود نمیشد که مستقیماً در خیابان فعالیت میکردند.
حتی قرار گرفتن یک پزشک در یک پرونده قضایی مربوط به اعتراضات میتوانست او را در معرض سنگینترین مجازاتها قرار دهد.
پزشک بودن؛ تعهدی فراتر از سیاست
شاید مهمترین پرسش این باشد:
آیا پزشک باید قبل از درمان بیمار از عقیده سیاسی او مطلع شود؟
پاسخ اخلاق پزشکی روشن است: بیمار، بیمار است.
پزشک قرار نیست مأمور تشخیص «حق و باطل سیاسی» باشد. وظیفه او حفظ جان و سلامت انسان است.
از این منظر، پزشکانی که در اعتراضات به درمان مجروحان پرداختند، میتوانند موضوع بحثی جدی درباره اخلاق پزشکی باشند؛ نه صرفاً یک بحث سیاسی.
اگر پزشکی بداند درمان یک مجروح ممکن است برای خودش خطر داشته باشد و با این حال او را درمان کند، این اقدام را میتوان در چارچوب مفهوم قدیمی و بنیادی مسئولیت حرفهای پزشکی بررسی کرد.
روز پزشک و یک تناقض تلخ
شاید یکی از تلخترین تناقضها این باشد که در روزی که به نام پزشک و بزرگداشت یکی از بزرگترین چهرههای تاریخ پزشکی ایران برگزار میشود، یاد پزشکانی هم زنده میشود که در همین کشور با فشار، تهدید، بازداشت یا پرونده قضایی مواجه شدهاند.
در سالهای اخیر، گزارشهایی درباره احضار و فشار بر پزشکانی که در جریان اعتراضات فعالیت کردهاند نیز منتشر شده است. برای نمونه، یاسر رحمانیراد، پزشکی که در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ به آسیبدیدگان کمک کرده بود، در سال ۱۴۰۳ پس از انجام ویزیت رایگان در سالگرد مرگ آیدا رستمی به دادگاه احضار شد.
این موارد پرسشی مهم ایجاد میکنند:
اگر پزشکی برای نجات جان یک انسان مجازات شود، جامعه پزشکی دقیقاً باید از چه چیزی محافظت کند؛ سلامت انسان یا مرزهای سیاسی حکومت؟
از ابنسینا تا امروز
اول شهریور، در ظاهر، روزی برای یادآوری ابنسینا است؛ پزشکی که قرنها پیش درباره بدن، بیماری و درمان نوشت و میراث او بخش مهمی از تاریخ پزشکی جهان شد.
اما شاید بزرگداشت واقعی پزشک فقط با نقل نام ابنسینا و تبریک به پزشکان کامل نشود.
شاید لازم باشد از خود پزشکان هم یاد کنیم؛ از کسانی که در اتاقهای درمان، آمبولانسها و بیمارستانها کار کردند؛ از کسانی که در بحرانها کنار بیماران ماندند؛ و از کسانی که به دلیل انجام وظیفه حرفهای خود با فشار سیاسی و امنیتی مواجه شدند.
روز پزشک میتواند همزمان یادآور دانش، اخلاق و مسئولیت باشد.
و شاید مهمترین جملهای که میتوان در چنین روزی گفت، بسیار ساده باشد:
پزشک باید بتواند جان انسان را نجات دهد، حتی وقتی قدرت سیاسی میخواهد درباره ارزش جان آن انسان تصمیم بگیرد.
این نگاه، روز پزشک را از یک مناسبت تقویمی ساده فراتر میبرد؛ به یادآوری این اصل که پزشکی، پیش از آنکه یک عنوان شغلی باشد، تعهدی انسانی است.
و شاید به همین دلیل، در کنار نام ابنسینا، باید نام پزشکانی را هم به یاد آورد که در سالهای دشوار ایران، برای انجام همین تعهد هزینه دادند.
.jpeg)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر