اگر تشخیص داده شد که قصوری انجام شده و عمدی در کار نبوده، به پرداخت دیه و مجازاتهای مشخص آن محکوم میشود. اگر عمدی هم باشد که ارتکاب به قتل است. البته معمولاً اثبات اینکه عمداً مسئول زندان از اعزام یک بیمار –که بیماری خطرناکی داشته— به مراکز درمانی خودداری کردهاند، کاری سخت است.اگر منجر به فوت نباشد، بلکه منجر به آسیب روانی یا جسمی باشد، وضعیت به چه صورت است؟اگر ثابت شود که این عارضه ناشی از تقصیر و یا قصور مسئولین زندان است، کارشناسی تعیین میکند که تفاوت دیه یک آدم سالم با آدمی که به علت قصور یا تقصیر مسئولین زندان به این بیماری مبتلا شده چقدر است. به این تفاوت دیه، «اَرش» گفته میشود. در این حالت آن مبلغ اَرش باید توسط آن اشخاص، به آن زندانی پرداخت شود.البته اثبات این امر بسیار سخت و مشکل است. اگر اثبات شد –که معمولاً به ندرت این کار امکانپذیر است—، مسئول کسی که است که به تکلیفش عمل نکرده است.آیا میتوان گفت که نظام زندانهای ایران اساساً بر مبنای نیازهای مردان طراحی شده و به همین دلیل، پاسخگوی نیازهای زنان نیست؟به اعتقاد من برای هرکدامشان پیشبینیهایی شده است. ولی مشکل اساسی، عدم پایبندی مسئولین زندانها به رعایت مقررات است. یعنی مقررات هست و کافی هم هست. ولی مسئله اعمال و اجرا و تبعیت از این مقررات است که ایجاد مشکلات و ناراحتیها را میکند.قواعد بانکوک تاکید میکنند که زندان باید آخرین راهکار برای بسیاری از زنان باشد. آیا سیاست کیفری ایران در عمل با این رویکرد فاصله دارد؟قطعاً فاصله دارد. البته من بین پروندههای عادی و پروندههای حقوقبشری و امنیتی تفکیک قائل میشوم. ولی معمولاً به طور کلی، از آن کنوانسیونها و مقررات تبعیت نمیشود. مقررات ما کاملاً متفاوت و منفک از بعضی کنوانسیونها و موازینی است که در جهت رعایت حقوقبشر و حقوق زندانیان تدوین شده. من مقرراتی که هست را کافی نمیدانم.در مورد مادران زندانی، به نظر شما حقوق کودک تا چه اندازه در تصمیمگیریهای قضایی و اجرای مجازات مورد توجه قرار میگیرد؟در دادگاههای عمومی واقعاً رعایت میکنند. ولی در محاکم رسیدگیکننده به پروندههایی که با حاکمیت و نظام درگیر شده، خیلی به این موضوع توجهی نمیشود.یعنی ما در اینجا یک دوگانگی میان دادگاههای عمومی و دادگاههای انقلاب داریم؟بله و این مسئله بسیار واضح است.دلیلش چیست؟ میشود بیشتر توضیح بدهید؟متاسفانه دراینجا معذوریت دارم و بیان بعضی مسائل میتواند برایم مشکلساز بشود.قابل درک است… سوال اینجاست که حبس مادر چه پیامدهایی برای منافع و حقوق کودک به همراه دارد؟وقتی مادر کودکی در زندان به سر میبرد، نمیتواند نیازهای ضروری فرزندش را برای رشد و تربیت او، فراهم کند. وقتی که مادر در زندان باشد، این کودک از بسیاری از مهربانیها و محبتها و زندگی با خانواده محروم است و در این تردیدی نیست.اگر یک زن زندانی مدعی آزار جنسی، خشونت یا رفتار تحقیرآمیز از سوی ماموران باشد، آیا سازوکار فعلی رسیدگی به شکایتها را، مستقل و قابل اعتماد میدانید؟در زندانهای عادی اگر بتواند اثبات کند، بله رسیدگی میشود. من پروندههایی در خصوص این مسئله داشتهام. اما در برخی از زندانها که بسته است و امکانها محیا نیست، کمتر این امر قابل اثبات است و به ندرت اتفاق میافتد که کسی مجازات بشود.تفاوت زندان عادی و زندان بسته چیست؟زندانهای محکومیتهای امنیتی و حقوقبشری، قدری بستهتر هستند.در بسیاری از پروندههای زنان زندانی، فقر، خشونت خانگی یا وابستگی اقتصادی در پیشینهی پرونده دیده میشود. آیا نظام عدالت کیفری ایران به این عوامل بهعنوان زمینههای وقوع جرم توجه کافی دارد یا صرفاً بر مجازات تمرکز کرده است؟در زندان، برای هر زندانی و متهمین و محکومینی که مجازاتهای سنگین زندان دارند، یک پروندهی شخصیت تشکیل میشود. این در قانون تعبیه شده تا در زمانی که رئیس دادگاه حکم صادر میکند، از نظر شخصیت روانی و روحی و پیشینهی اقتصادی و اجتماعی آن زندانی، به این امر پی ببرد که این زندانی تا چه اندازه با اراده و اختیار خود مرتکب جرم شده. اینکه ارتکاب به جرمش نتیجهی زیادهخواهی بوده یا کیش شخصیت یا مسئلهی دیگری. این مسئله معمولاً در خصوص زندانیهای عادی رعایت میشود. البته این به این معنی نیست که همهی قضات به این موضوع ترتیب اثر میدهند.آیا در اینجا هم در خصوص محکومین سیاسی و امنیتی و زندانهایی که شما آنها را بسته خواندید، وضعیت متفاوت است؟بله وضعیت در آنجا متفاوت است.اگر امروز مامور تدوین یک اصلاحیه برای بهبود وضعیت زنان زندانی بودید، کدام حق را در اولویت قرار میدادید؟ مثلاً دسترسی به درمان، محدود کردن سلول انفرادی، توسعه مجازاتهای جایگزین، یا ایجاد نهاد نظارتی مستقل؟ چرا؟قطعاً رسیدگیهای پیشا محکومیت و پیشا ارتکاب به جرم؛ بهخصوص رسیدگی به برخی از خانوادههایی
که زنان در آنها سرپرست خانوار هستند. این مسئله باید به صورت موثر انجام شود. در این وضعیت امروزی جامعهی ما، علیرغم آنچه که در مقدمهی قانون اساسی آمده، این امر عمل نمیشود. حتی قبل از اینکه این بحرانهای مالی ناشی از جنگ و برخی مسائل دیگر عارض جامعه بشود. آن موقع و پیش از جنگ هم این مسائل رعایت نمیشد. اگر بخواهیم به طور واقع جامعه اصلاح شود، باید قبل از کشش و سوق فرد به طرف جرم، رسیدگیهای لازم انجام شود. این مسئله در مقدمهی قانون اساسی آمده، ولی هرگز به آن پرداخته نشده است.در دهههای گذشته در ایران در خصوص مقام زن، بارها صحبت شده. ما در ایران روز زن داریم و مرتب در تریبونهای رسمی مقام زن تکریم میشود. آیا آنچه که در زندانهای زنان در ایران میگذرد، با این تکریمهای مقام زن، تناسبی دارد؟ چه میشود کرد که وضعیت بهتر شود؟به طور خلاصه بگویم که وقتی مقامات و یا حاکمیت، در خصوص موضوعی زیاد سخنرانی میکنند و در مورد آن تبلیغ میکنند، بدانید که در آن حوزه نقصانهایی هست. در برخی موارد در مقررات و قانون اساسی ما، به حقوق زن نامهربانی شده. در مقررات موضوعهی بعد از قانون اساسی هم اجحاف بسیاری در خصوص حقوق زنان داریم؛ به طوری که استضعاف مضاعفی گریبان زنان را گرفته است. من همیشه در مصاحبههای خود این را گفته به آن پرداختهام که واقعاً ظلم زیادی در این زمینه به زنان میشود.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر